به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، همزمان با روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، مرشد میرزاعلی با اشاره به پیام اخیر رهبر انقلاب درباره پیوند «میراث فردوسی» و «بعثت هنرمندان»، بر ضرورت بازخوانی جایگاه هنر هویتساز و مسئولیت هنرمندان و مدیران فرهنگی در پاسداری از زبان فارسی و فرهنگ ایرانی تأکید کرد.
متن یادداشت به شرح زیر است:
«در روزگاری سترگ هستیم که تلاطمهای فرهنگی و بحرانهای ضد هویت، جهان را با چالشی بیسابقه روبرو کرده است؛ پیام اخیر رهبر فرزانه (مدظلهالعالی) درباره پیوند میان «میراث فردوسی» و «بعثِت هنرمندان»، تنها یک سخنِ ساده نیست؛ بلکه یک «نقشه راهِ استراتژیک» برای آیندهی فرهنگی ایران عزیز است.
فردوسی، تنها یک شاعر نیست؛ او «بیدارگر» هویت و حکمت ایرانی و حتی اسلامی با زبان هنر است. این بیداری درست در زمانی به قلم او جان بخشی کرد که هویت ما ایرانیان دستخوش بلا شده بود. شاهنامه حکیم فردوسی، روحِ ایران را از دل خاکسترِ تفرقهها بیرون کشیده و به جای خویش بازگردانده است.
اهل تحقیق با تعمق و پژوهش های خود اذعان دارند که شاهنامه فراتر از یک اثر ادبی و در واقع یک «بیانیه حیات» است. بیانیهای که میآموزد چگونه در برابر طوفانهای سهمگین و کشنده میتوان بر سرِ هویت و اصل خویش جانانه ابستاد.
با این مقدمه، پرسش این است: «هنرمند امروز ایران کجای کار است در این میانه چه جایگاه و وظیفه ای دارد؟ و حامیان هنر چه باید بکنند؟»
رهبری در پیام حکیمانه خویش، بر ضرورتِ ایجاد یک «بعثِت هنری» تأکید دارد. این «بعثت» یعنی همان بیداریِ باشکوهی که حکیم فردوسی با سرودن شاهنامه ایجاد کرد. هنر وقتی درگیرِ تزییناتِ گذرا یا سرگرمیهای بیروح شود جهان هنر را دارد ولی جان هنر را ندارد. «روحِ حماسی و هویت بخش» شاهنامه حکیم فردوسی جان و جهان هنر ایرانی است که قدرتمندانه هم «نگهبانِ حقیقت» است، هم «ظهور زیبایی»، هم «پاسبان فرهنگ و زبان پارسی» است.
تحقق این بعثِت هنری تنها بر دوشِ هنرمندان نیست بلکه دیگرانی هم هستند که خطاب دستور حکیمانه رهبر انقلاب هستند. آنها چه کسانی هستند؟
تحقق بعثت هنری همراهیِ جدی و برنامه ریزی دقیق مدیران و سیاستگذاران فرهنگی را میطلبد. هنرِ متعهد و اصیل، در خلاء شکل نمیگیرد. هنرمندان متعهد هم نیازمند حمایتهای منطقی هستند تا از آن طریق جان و آبروی خویش را حفظ کنند.
مدیران فرهنگی با درکِ درست پیام حکیمانه رهبر فرزانه، از موانعِ اداری و فکری خواهند کاست و میدان را برای هنرمندانی که حاملِ معنا و هویت هستند، باز خواهند کرد.
بعثت هنر همانا بعثت شعر در مقابل شعار است. البته وقتی دشمن پا به میدان میگذارد شعر و شعار با یکدیگر هم پیمان میشوند تا دشمن را زمین بزنند و وقتی پای بعثت هنری به میدان میآید مسئولان و کارگزاران لازم است تا بیان هنری و روح شعر را به شعار نفروشند بلکه هر کدام را در جایگاه خود ارج و مورد توجه قرار دهند.
اگر مدیران، میدان هنر را به سوی فرم گرایی صرف یا جریان سرگرمیِ صرف یا «شعار خوانی» صرف کج کنند، هرگز شاهد آن بعثت باشکوهی که مورد نظر رهبری است، نخواهیم بود. همه ما مسئول هستیم.
اگر فردوسی میگوید: «چو ایران نباشد، تن من مباد»، هنرمند امروز نیز باید بگوید: «چو معنا و اصلت نباشد، هنر هم مباد».
جهان و ایران نیازمند هنرمندانی است که با الهام از «هنر وری فردوسی»، هنر را به امکانی برای بیداریِ آگاهی و تقویتِ روحیه انسانی تبدیل کنند و ایران امروز نیازمند مدیرانی است که با درکِ این رسالت، مسیرِ این ظهور و بروز را هموار سازند.
بیا تا همه دست نیکی بریم
جهان جهان را به بد نسپریم
بکوشیم بر نیکنامی به تن
کزین نام یابیم بر انجمن»
نظر شما